مطالعه حاضر با بهره‏ گیری از نگره مایکل هالیدی دست به بازخوانی این گزاره زده است. هالیدی، سه کارکرد ذاتی زبان را که فرانقشِ «متنی»، «اندیشگانی» و «بینافردی» هستند، شناسایی کرده و سه لایه معنایی را برای هر گزاره ساماندهی کرده است....
جهت دسترسی به تمامی امکانات وب سایت نیاز است وارد حساب کاربری خود شوید درصورتی که هنوز نام کاربری ایجاد نکرده اید از کلید ثبت نام یا جهت ورود بحساب کاربری خود از کلید ورود استفاده نمایید   ورود | ثبت نام | مرور اخبار

«ربا» و فرانقش اندیشگانی

خبرگزاری فارس : بازخوانی گزارۀ «إنّما البیعُ مثلُ الرِّبا» تحلیلی سه سطحی مبتنی بر زبان شناسی نقشگرا - بخش دوم و پایانی

15481962 کد خبر
2 روز پیش تاریخ

 

5-1. «ربا» و فرانقش اندیشگانی

«فرآیند» در گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»، فرایند رابطه ‏ای است؛ زیرا اولاً: در این گزاره دو مشارکت‏ کننده، یعنی بیع و ربا وجود دارند و ثانیاً: میان این دو مشارکت‏ کننده ارتباط برقرار شده است؛ البته فعلی که در این گزاره بر «فرایند رابطه ‏ای» دلالت کند، حذف شده است؛ در نتیجه با ساخت «مشارکت‏ کنندۀ 1 + مشارکت‏ کنندۀ 2» روبه رو هستیم. به نظر می‏رسد که کارکرد فرایند رابطه ‏ای در این گزاره نیز تعریف  کردن باشد؛ در نتیجه با یک «گزاره معرِّف» روبه رو هستیم. براین اساس، گویندگان این گزاره در مقام تعریف و شناساندن هویت «بیع» به مخاطبین خود هستند.

از جمله شواهد و مدارکی که این نتایج را تأیید می کند، توجه به سطح فرانقش متنی این گزاره است. همان گونه که قبلاً نیز بیان شد، تمرکز بر سطح فرانقش متنی این گزاره نشان می‏دهد که «بیع» هنگام تولید این گزاره، در بافت اقتصادی شبه‏ جزیره اطلاع نو و در نتیجه برای مخاطبین، ناشناخته بوده است؛ ازهمین روی گویندگانِ این گزاره در مقام تعریف و شناساندن «بیع» برآمده ‏اند. شاهد دیگری که نکاتِ پیش‏گفته را تأیید می‏کند، معرفه بودن مشارکت‏ کنندۀ 2– عنصر شناسا– در این گزاره است.

 یک گزارۀ معرِّف آنگاه می‏تواند کارآمد باشد که عنصر شناسا در آن، معرفه و متعین باشد؛ در غیر این صورت آن گزاره نمی‏تواند گام مثبتی جهت شناساندن آن امر مبهم بردارد. خلاصه آنکه توجه به سطح فرانقش اندیشگانی این گزاره روشن می‏سازد که در بافت اقتصادی شبه ‏جزیره، «بیع» امر ناشناخته و «ربا» امر شناخته‏ شده و معروفی است؛ لذا گویندگان این گزاره از طریق «ربا» (عنصر شناسا) دست به تعریف «بیع» زده‏اند.

در جدول زیر، تحلیل گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» مبتنی بر سطح فرانقش اندیشگانی از نظر می‏گذرد:

إنّما البیعُ ــــــ مثلُ الرّبا
 

مشارکت کنندۀ 1

شناخته‏شده
فرایند رابطه‏ای محذوف

مشارکت کنندۀ 2

شناسا

6. فرانقش بینافردی و گزاره به مثابه تبادل

هالیدی در سطح سوم مطالعه خود، گزاره را به مثابه تعامل میان «گوینده/ نویسنده» با «شنونده/ خواننده»، مطالعه می کند و در این مسیر از ساختار «وجه + باقیمانده» بهره برده است. گفتنی است، برخلاف عناصر «آغازه»، «دنباله»، «اطلاع نو» و «اطلاع کهنه» در سطح فرانقش متنی و برخلاف سه عنصر «فرایند»، «مشارکت‏کنندگان» و «عناصر موقعیتی» در سطح فرانقش اندیشگانی که همگی بسیط هستند و دارای اجزای متشکله نیستند؛ دو عنصر «وجه» و «باقیمانده»، عناصر مرکبی اند که در درون خود عناصر دیگری را جای داده‏اند.

در ادامه مروری بر هر یک از دو عنصر «وجه» و «باقیمانده»28 و همچنین اجزای متشکله آنها خواهیم داشت.

6-1. عنصر وجه

این عنصر خود متشکل از دو جزء است که عبارت اند از: «فاعل» و «عنصر خود ایستای فعل».

6-1-1. فاعل

«فاعل»29 یک گروه اسمی یا یک ضمیر شخصی است که به لحاظ شخص و شمار با فعل هم خوانی دارد. «فاعل» عنصری است که اولاً: از آن گزارشی به مخاطب داده می‏شود و ثانیاً: صدق یا کذب آن گزارش در گرو همین عنصر است؛ به بیان دیگر گزارشِ طرح شده در هر جمله با ارجاع به همین عنصر سنجیده می شود و بر مبنای آن، تصدیق یا تکذیب می‏شود (Halliday, 1985, p34؛ مهاجری و نبوی، 1375ش، ص52). گفتنی است، نسبت اصطلاح «فاعل» در نگره نقشگرای هالیدی با این اصطلاح در ادبیات عرب، نسبت عموم و خصوص مطلق است؛ زیرا اعم از اصطلاحات مبتدا، فاعل و نائب فاعل در ادبیات عرب است (ساسانی، 1387ش، ص321).

6-1-2. عنصر خود ایستای فعل

«عنصر خود ایستای فعل»30 عنصری است که گزاره را محدود و متناهی می کند و آن را از حالتِ انتزاعی درمی‏آورد؛ به بیان دیگر گزاره با این عنصر متشخص و متعین می‏شود (Halliday& Matthiessen, 2004, p115). عنصر خود ایستا کارکردهای پیش‏گفته را از سه طریق «زمان نمایی»، «وجه نمایی» و «قطبیت» ایفا می‏کند.

1) زمان نمایی31: عنصر خود ایستای فعل می‏تواند از طریق ارجاع به زمان، به کارکرد خویش جامه عمل بپوشاند. این عنصر، زمانِ رویداد را نسبت به زمانِ گفته معین می کند و ازاین رهگذر، زمانِ حال، آینده یا گذشتۀ گزاره را مشخص می‏سازد (مهاجر و نبوی، 1357ش، ص52).

2) قطبیت32: «قطبیت» به معنای تقابل میان مثبت و منفی و ازآن مهم تر انتخاب میان مثبت و منفی است. اگرچه بر اساس آمارهای مأخوذ از طیف گسترده‏ای از متون، جملات مثبت حدوداً ده برابر جملات منفی تناوب دارند؛ اما بسیار اشتباه است که این چنین گمان کنیم که حالتِ مثبت به سادگی به معنای نبودِ حالت منفی است. این بدان معناست که انتخاب حالت مثبت دقیقاً به اندازۀ انتخاب حالت منفی دارای ماهیت واقعی و معنادار است (Halliday& Matthiessen, 2004, p143).

3) وجه نمایی33: همان گونه که بیان شد، «قطبیت» انتخاب میان حالت مثبت و منفی است؛ اما روشن است که حالات «مثبت/ منفی» تنها گزینه‏هایی نیستند که گوینده می‏تواند آنها را برگزیند. در واقع، درجه‏های میانی‏ای نیز میان این دو قطب وجود دارند که بیانگر اَشکال گوناگونی از بلا تکلیفی و نامعین بودن است و گوینده می‏تواند یکی از آنها را نیز انتخاب کند. به این حالت‏های میانی مجموعاً «وجه نمایی» گفته می‏شود. برای نمونه در جملات خبری، معنای دو قطب مثبت و منفی به ترتیب اظهار قطعیّت و حتمیّت در اثبات کردن و انکار کردن هستند. این درحالی است که میان این دو قطب، دو گونه از اَشکال بلا تکلیفی و نامعین بودن نیز وجود دارند که عبارت اند از:

(الف) درجه‏های میانی احتمال34، همچون «قطعاً»، «احتمالاً» و «شاید».

(ب) درجه‏های میانی تناوب35، همچون «همیشه»، «غالباً» و «گهگاه».

نکتۀ حائز اهمیت آن است که وجه نماهایی چون «قطعاً» و «همیشه» نیز که از درجه‏های احتمال و تناوبِ بسیار بالایی برخوردارند، همچنان از لحاظ تعیّن، سطحی پایین‏تر از سطح حالت قطبی «مثبت/ منفی» را به خود اختصاص می‏دهند. برای نمونه، جمله « او قطعاً علی است» از قطعیّت و حتمیّت کمتری نسبت به جمله «او علی است» برخوردار است، همچنین جمله «همیشه در تابستان باران می‏بارد» نسبت به جمله «در تابستان باران می‏بارد» از ثبات کمتری برخوردار است. خلاصه کلام آنکه گوینده تنها آن هنگام می‏گوید: «من یقین دارم» که در واقع یقین ندارد! (Halliday&Matthiessen, 2004, pp 146 & 147).

6-2. عنصر باقیمانده

«باقیمانده» شامل سه عنصر کارکردی است که عبارت اند از «فعل واژه»36، «متمم»37 و «ادات غیر وجه نما»38. برای نمونه، در عبارت «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ» (مائده:3)، به ترتیب «أکمل»، «دینکم» و «الیوم» نقش‏های «فعل واژه»، «متمم» و «ادات غیر وجه نما» را ایفا می‏کنند.

در ادامه به تحلیل گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» در سطح فرانقش بینافردی خواهیم پرداخت.

6-3. «ربا» و فرانقش بینافردی

واژه «البیع» در گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» کارکرد عنصر «فاعل» در سطح فرانقش بینافردی را بر دوش می‏کشد؛ چراکه در این گزاره اولاً: دربارۀ «بیع» گزارشی به مخاطب داده شده است و ثانیاً: صدق یا کذب آن گزارش نیز در گرو همین عنصر است. به بیان دیگر گزارش طرح شده دراین عبارت (شبیه بودن بیع به ربا) با ارجاع به همین عنصر (بیع) سنجیده می شود و بر مبنای آن، نسبت به درستی یا نادرستی این گزاره قضاوت صورت می گیرد و در نتیجه تصدیق یا تکذیب می شود.

در ادامۀ این آیه شاهد آنیم که خدای متعال نیز همچون یک طرفِ این تبادل و تعامل، به قضاوت نشسته و با سنجش گزارش طرح شده در این عبارت از خلال ارجاع آن به عنصر «بیع»، حکم به تکذیب آن داده است: «وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا».

دربارۀ عنصر خود ایستای فعل در گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» می‏باید به نکات ذیل توجه کرد:

1. زمان نمایی: در برخی از زبان‏ها همچون زبان انگلیسی گاه ابزارهای زمان نما و فعل واژه با یکدیگر ترکیب می‏شوند. برای نمونه، افعالی چون gives و gave از این دسته بشمار می‏آیند؛ زیرا هیچ تفکیکی میان زمان فعل از یک سوی و فعل واژه از سوی دیگر وجود ندارد. شایان ذکر است که ترکیب میان این دو و تفکیک نشدنشان در برخی از زبان‏ها همچون عربی با بسامد بسیار بالایی رخ می‏دهد.

 از سوی دیگر قبلاً نیز بیان شد که مبتنی بر سطح فرانقش اندیشگانیِ گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»، اولاً: فرایندِ به کاررفته در این گزاره «فرایند رابطه‏ای» است و ثانیاً: فعلِ دالّ بر این فرایند حذف شده است. این بدان معناست که هم فعل واژه و هم ابزار زمان نما در این گزاره حذف شده‏اند؛ البته این بدان معنا نیست که طریقی برای پی بُردن به زمان این گزاره وجود ندارد؛ چراکه می‏توان به روشنی از خلال بافت متنی آیه پی بُرد که زمان این گزاره، مضارع (زمان حال و آینده) است.

2. قطبیت و وجه نمایی: وجود ادات وجه نمای «إنّما» در گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» نشان می‏دهد که گویندگان این گزاره (رباخواران) نخواسته‏اند از هیچ یک از دو قطب «مثبت/ منفی» که بیانگر حتمیّت و قطعیّت آنان نسبت به مفاد گزاره است، بهره بَرَند. در مقابل این گزاره نشان‏دهندۀ آن است که رباخواران ترجیح داده‏اند که از یکی از اَشکال میانی دو قطب «مثبت/ منفی» که نشان دهندۀ حتمی نبودن و قطعی نبودن آنان نسبت به مفاد گزاره است (یعنی إنّما) بهره برند.

3. وجه نمایی از منظر زبان‏شناسی نقشگرا و از منظر علم بلاغت: در علم بلاغت پیرامون کارکرد اداتِ تأکید بسیار سخن گفته شده است؛ اما اندک توجهی به گفته‏های آنها نشان می‏دهد که آنان به این بحث تنها به صورت «مخاطب محور» می نگرند و در نتیجه چرایی استخدام ادات تأکید را صرفاً از منظر مخاطبین مطالعه می کنند. از این رهگذر، آنان کارکرد ادات تأکید را تنها در ازاله ابهام، تردید و انکار مخاطب خلاصه می‏کنند (قزوینی شافعی، بی تا، ج1، صص 69-71؛ حسینی علوی، 1423ق، ج2، ص94؛ هاشمی، بی تا، صص 57و58؛ میدانی دمشقی، 1416ق، ج1، صص 178و179).

 این درحالی است که گاه با گزاره‏هایی مواجه می‏شویم که بدون آنکه مخاطب در مقام تردید یا انکار نسبت به مفاد گزاره باشد و یا حتی بدون آنکه آن گزاره، مخاطبی داشته باشد– مثلاً آنگاه که فردی با خود سخن می‏گوید– همچنان از ادات تأکید استفاده شده است. حال پرسشی که پیش روقرار می‏گیرد آن است که آیا استخدام ادات تأکید در گزاره‏ها صرفاً ریشه در مخاطب دارد؟! از آنجا که مایکل هالیدی یکی از سطوح فرانقشی گزاره‏ها را در فرانقش بینافردی می‏بیند، در نتیجه مسأله بینافردیّت و طرفین تعامل اجتماعی– اعم از گوینده و مخاطب– برای او حائز اهمیت است.

 دقیقاً ازهمین روی است که او گاه ریشۀ استخدام ادات تأکید در گزاره‏ها را در گوینده– و نه مخاطب– جست وجو می‏کند. از این رهگذر، او به بحث دربارۀ ادات وجه نما می پردازد و سعی در تبیین آن از منظر گویندگان نیز دارد. بر این اساس، کارکرد ادات وجه نما همانا تعیین قضاوت سخنگو در میزان احتمال یا تناوب گزاره در درجه‏های میانیِ دو قطب «مثبت/ منفی» است.

در بازگشت به گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»، کارکرد واژه «إنّما» و واژه‏های مانندِ آن در زبان عربی آن است که اَشکال گوناگونِ بلا تکلیفی و نامعین بودن را که میان دو قطب «مثبت/ منفی» وجود دارد، مشخص سازد. این بدان معناست که حتی وجه نماهایی چون «إنّما» که بیانگر درجه‏های احتمال بسیار بالا نیز هستند، همچنان از لحاظ تعین، سطحی پایین‏تر از سطح حالتِ قطبی «مثبت» را به خود اختصاص می‏دهند. ازهمین رهگذر می‏توان چنین استنتاج کرد که گویندگان گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» نسبت به مفاد گزاره خویش قطعیّت و حتمیّتِ جزمی نداشته‏اند.

آنچه می‏تواند این نکته را تأیید کند آن است که اولاً: در متن آیه هیچ اَماره و نشانه‏ای مبنی بر وجود ابهام، تردید و انکار در مخاطبین گزاره وجود ندارد. این بدان معناست که هیچ گونه ارتباطی میان وجود ادات تأکید «إنّما» با مخاطب دیده نمی‏شود؛ در نتیجه می‏بایست وجود این ادات تأکید را در ارتباط با گویندگان معنادار دید. ثانیاً: مطالعات انسان‏شناختی پیرامون بافت اقتصادی شبه‏جزیره– که البته طرح مستندات و مدارک آن در این مجال نمی‏گنجد– نشان‏دهندۀ آن است که گویندگان این گزاره رؤسای رباخوار قبائل در شبه‏جزیره بوده‏اند (برای آگاهی بیشتر، ر.ک: شیرزاد، 1393ش، صص 65-75).

 رؤسای قبائل مقتدرترین افراد در فرهنگ عربی بوده‏اند که سخنانشان برای مردمان قبائل خویش مسموع و کاملاً پذیرفته‏شده بوده است؛ لذا دور از ذهن است که مخاطبین نسبت به مفاد گزاره رؤسای قبائل خویش در مقام تردید و انکار باشند. ثالثاً: ضدگویی خداوند متعال نسبت به مفاد گزاره رباخواران– یعنی شبیه بودن بیع به ربا– در قالب گزاره «وَأحلَّ اللهُ البیعَ و حَرَّمَ الربا» (بقره:275) نیز نشان‏دهندۀ آن است که مخاطبان، نسبت به مفاد گزاره تردیدی نداشته و آن را پذیرفته‏اند. دقیقاً ازهمین روی است که خدای متعال در مقام شفاف‏سازی برمی آید و فریبِ گویندگان این گزاره را آشکار می‏سازد.

خلاصه کلام آنکه می‏باید وجود ادات تأکید «إنّما» در گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» را در قطعی نبودن و حتمی نبودن گویندگان گزاره نسبت به مفاد آن– و نه وجود انکار و تردید در مخاطبان گزاره– تعبیر کرد.

دربارۀ عنصر «باقیمانده» در این گزاره نیز می‏توان به دو نکته اشاره کرد:

1. همان گونه که قبلاً نیز بیان شد، در گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» مبتنی بر سطح فرانقش اندیشگانی، از فرایند رابطه‏ای استفاده شده است. از آنجا که افعال دالّ بر فرایند رابطه‏ای در زبان عربی حذف می‏شوند، عنصر «فعل واژه» نیز در این گزاره حذف شده است.

2. واژگان «مثلُ الربا» در این گزاره ایفاگر عنصر «متمم» هستند.

در جدول زیر، خلاصۀ تحلیل گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» مبتنی بر سطح فرانقش بینافردی از نظر می‏گذرد:

إنّما البیعُ ــــــــ

مثلُ الرّبا
 

ادات

وجه نما
فاعل فعل واژه محذوف زمان مضارع متمّم

نتیجه

چینش غیر طبیعی واژگان در گزاره «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» (تشبیه بیع به ربا و نه برعکس)، توجه خیل عظیمی از مفسران را به خود جلب کرده است. برخی، دلیل این واژگونی را در اختلال قوه تشخیص رباخواران در اثر تخبط شیطان، برخی دیگر در صِرف بیان حکم حلیت «ربا» بدون قصد بر تشبیه حقیقی به «بیع» و غالباً در بهره‏گیری از صنعت تشبیه مقلوب به منظور بزرگ نمایی در صحت «ربا» ریشه‏یابی کرده‏اند.

این پژوهش با بهره‏گیری از نگره نقشگرای مایکل هالیدی، این گزاره را در سه سطح «فرانقش متنی»، «فرانقش اندیشگانی» و «فرانقش بینافردی» مطالعه کرد و به نتایج ذیل دست یافت:

1. مطالعه بر سطح فرانقش متنیِ این گزاره نشان می‏دهد که «بیع» نقطۀ عزیمت پیام انتخاب شده است. این بدان معناست که موضوع و مسأله اصلی این گزاره، «بیع» است و پیام دربارۀ آن تولید شده است. تشبیه «بیع» به «ربا» نیز بیانگر آن است که هنگام تولید این گزاره، «بیع» پدیده‏ای نو و ناشناخته و در مقابل، «ربا» پدیده‏ای کهنه و شناخته‏شده در بافت اقتصادی شبه‏جزیره بوده است؛ چراکه همواره «مشبه» نو و «مشبهٌ‏ به» کهنه است.

2. مطالعه بر سطح فرانقش اندیشگانیِ این گزاره نشان می‏دهد که این گزاره با استفاده از «فرایند رابطه‏ای» در صدد تعریف و شناساندن هویت «بیع» به مخاطبان بوده است. روشن است که گویندگان، زمانی به ارائه تعریف از یک پدیده، همچون بیع روی می‏آورند که نو و ناشناخته باشد.

3. مطالعه بر سطح فرانقش بینافردیِ این گزاره نشان می‏دهد که گویندگان این گزاره با استفاده از ادات وجه‏نمای «إنّما»، به حتمی نبودن و قطعی نبودن خود نسبت به مفاد این گزاره اذعان کرده اند.

4. مطالعه حاضر نشان داد که کیفیت چینش واژگان در این گزاره را نباید غیر طبیعی و نامعقول پنداشت. در مقابل، این چینش در عصر تولید این گزاره، کاملاً معقول و منطقی است و بازتاب‏دهنده بافت اقتصادی شبه‏جزیره بوده است.

إنّما البیعُ ـــــــــ مثلُ الرّبا
آغازه دنباله
  اطلاع نو اطلاع کهنه

مشارکت کنندۀ 1

شناخته شده
فرایند رابطه‏ای محذوف

مشارکت کنندۀ 2

شناسا

ادات

وجه نما
فاعل فعل واژه محذوف زمان مضارع متمّم

پی نوشت:

Mood + Residue Structure
Subject
Finite Element
Temporality
Polarity
Modality
Degrees of Probability
Degrees of Usuality
Predicator
Complement
Adjunct

مراجع

قرآن کریم.
آلوسی، محمود (1415ق)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت: دارالکتب العلمیة.
ابن عاشور، محمد بن طاهر(بی تا)، التحریر و التنویر، نرم افزار جامع التفاسیر مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
ابوحیان اندلسی، محمد بن یوسف (1420ق)، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت: دارالفکر.
بیضاوی، عبدالله بن عمر (1418ق)، انوار التنزیل و اسرار التأویل، به تحقیق محمد عبدالرحمان المرعشلی، بیروت: دارإحیاء التراث العربی.
حسینی جرجانی، سید امیرابوالفتوح (1404ق)، آیات الاحکام، به تحقیق میرزا ولی الله اشراقی سرابی، تهران: انتشارات نوید.
حسینی علوی، یحیی (1423ق)، الطراز لأسرار البلاغه و علوم حقائق الإعجاز، بیروت: المکتبة العنصریة.
زمخشری، محمود (1407ق)، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دارالکتاب العربی.
ساسانی، فرهاد (1387ش)، «نگاهی به نظریه ساخت و معناهای افزوده عبدالقاهر جرجانی»، زیباشناخت، شماره 19، تابستان.
سید قاسم، لیلا ؛ روح الله، هادی (1393ش)، «بررسی همانندی‏های نظریات عبدالقاهر جرجانی در کاربردشناسی زبان و نقشگرایی هالیدی»، ادب پژوهی، شمارۀ 28، تابستان.
سیوطی، جلال الدین ؛ جلال الدین، محلی(1416ق)، تفسیر الجلالین، بیروت: مؤسسه النور للمطبوعات.
شبّر، سید عبدالله (1412ق)، تفسیر القرآن الکریم، بیروت: دارالبلاغة للطباعة و النشر.
شیرزاد، محمد حسین (1393ش)، مفهوم ربا در فضای نزول قرآن کریم، پایان نامۀ کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشگاه امام صادق(ع).
صادقی تهرانی، محمد (1365ش)، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم: انتشارات فرهنگ اسلامی.
صالحی، فاطمه (1386ش)، «علم معانی و دستور نقشگرای هالیدی»، کتاب ماه ادبیات، شمارۀ 8، آذرماه.
طباطبائی، سید محمدحسین (1417ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی.
طبرسی، فضل بن حسن (1390ق)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: انتشارات اسلامیه.
طوسى،محمدبن حسن (بی‏تا)، التبیان فی تفسیرالقرآن‏، بیروت: دارإحیاء التراث العربى‏.
فاضل مقداد، جمال‏الدین (1419ق)، کنز العرفان فی فقه القرآن، به تحقیق سید محمد قاضی، تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی.
فخر رازی، محمد بن عمر (1411 ق)، التفسیر الکبیر(مفاتیح الغیب)، بیروت: دارالکتب العلمیة.
فضلالله، سیدمحمدحسین (1419ق)، ‏تفسیرمنوحى القرآن‏، بیروت:دارالملاک للطباعةوالنشر.
قزوینی شافعی، محمد بن عبدالرحمان(بی تا)، الإیضاح فی علوم البلاغة، بیروت: دارالجیل.
سیدقطب (1412ق)، فی ظلال القرآن، بیروت/ قاهره: دارالشروق.
کاظمی، جواد (1365ش)، مسالک الأفهام إلی آیات الأحکام، تهران: کتابفروشی مرتضوی.
مدرسی، سید محمدتقی(1419ق)، من هدی القرآن، تهران: دار محبی الحسین.
مظفر، محمد رضا (بی تا)، المنطق، قم: مؤسسة النشر الإسلامی.
مظهری، محمد (1412ق)، التفسیر المظهری، به تحقیق غلام نبی تونسی، پاکستان: مکتبه رشدیه.
مقدس اردبیلی، احمد بن محمد (بی‏تا)، زبدة البیان فی أحکام القرآن، تهران: کتابفروشی مرتضوی.
موسوی سبزواری، عبدالاعلی (1409ق)، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة أهل البیت(ع).
مهاجر، مهران ؛ محمد، نبوی (1375ش)، به سوی زبان‏شناسی شعر؛ رهیافتی نقش‏گرا، تهران: نشر مرکز.
میدانی دمشقی، عبدالرحمان (1416ق)، البلاغة العربیة، دمشق/ بیروت: دارالشامیة/ دارالقلم.
نوبخت، محسن (1393ش)، مقدمه بر ترجمه کتاب «زبان، بافت و متن» مایکل هالیدی، تهران: انتشارات سیاهرود.
نویری، احمد بن عبدالوهاب (1423ق)، نهایه الارب فی فنون الادب، قاهره: دارالکتب و الوثائق القومیة.
هاشمی، احمد (بی تا)، جواهر البلاغة فی المعانی و البیان و البدیع، بیروت: المکتبة العصریة.

Halliday, M. A. K. (1985), An Introduction to Functional Grammar, Britain: Edward Arnold.
Halliday, M. A. K. & Matthiessen, Christian (2004), An Introduction to Functional Grammar, Britain: Hodder Arnold.
Halliday, M. A. K. & Ruqaiya, Hasan (1989), Language, context, and text: aspects of language in a social – semiotic perspective, London: Oxford University Press.
Halliday, M. A. K. & Webster, Jonathan (2003), On Language and Linguistics, London: Continuum.

Palmer, F. R. (1976), Semantics: A New Outline, Cambridge: Cambridge University Press.

نویسندگان:

محمود کریمی: گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران

 محمد حسن شیرزاد: تهران.پل مدیریت.دانشگاه امام صادق 

محمد حسین شیرزاد: تهران.بزرگراه شهید چمران.پل مدیریت.دانشگاه امام صادق

دو فصلنامه پژوهش های زبانشناختی قرآن – پاییز و زمستان 1395

انتهای متن/

  1. تودی فا   
  2. فرهنگی و هنری
لطفاً جهت فعال سازی این گزینه وارد حساب کاربری خود شوید   ورود | ثبت نام | مرور اخبار
avatar
جهت دسترسی به تمامی امکانات وب سایت نیاز است وارد حساب کاربری خود شوید درصورتی که هنوز نام کاربری ایجاد نکرده اید از کلید ثبت نام یا جهت ورود بحساب کاربری خود از کلید ورود استفاده نمایید   ورود | ثبت نام | مرور اخبار